سالن اصلی
نور از پنجرهٔ بزرگ میآید و روی میزهای چوبی مینشیند؛ شلوغترین گوشهٔ آرلو، ولی هنوز آنقدر آرام که بشود کار کرد.
آرلو شش گوشه دارد و هر گوشه حالوهوای خودش را. بعضی برای کار کردناند، بعضی برای حرف زدن و یکیشان فقط برای اینکه چند دقیقه کسی مزاحمت نشود. این صفحه، نقشهٔ همان گوشههاست.
TOUR · شش گوشه
از سالنِ اصلی تا گوشهای که هیچوقت شلوغ نمیشود؛ هر قاب با نور و صدای خودش.
نور از پنجرهٔ بزرگ میآید و روی میزهای چوبی مینشیند؛ شلوغترین گوشهٔ آرلو، ولی هنوز آنقدر آرام که بشود کار کرد.
دیوار آجری و چند لامپ گرم؛ جایی که حرفها بیآنکه بخواهی طولانیتر میشوند و صدای دستگاه کمتر به گوش میرسد.
گیاهها، نور فیلترشده و یک میز کوچک کنار پنجره؛ برای صبحهایی که میخواهی فقط یک کتاب و یک فنجان داشته باشی.
کاناپهٔ گوشه با بالشهای نرم و صدایی که در آن گم میشود؛ مناسب حرف دو نفره یا نیمساعت چرت بین دو کار.
کنار باریستا بنشین؛ بوی دانهٔ تازهرست و صدای دستگاه، بخشی از تجربه است. اگر سؤالی دربارهٔ فنجانت داری، اینجا بهترینجا است.
دنجترین نقطهٔ کافه؛ یک میز کوچک، یک دیوار گرم و زاویهای که از پیشخوان دیده نمیشود. برای روزهایی که نمیخواهی دیده شوی.
MATERIALS
هیچچیزِ آرلو صاف و بیروح نیست؛ متریالها با گذر زمان گرمتر شدهاند.
میز و چهارچوبِ پنجرهها، با روکشی که سال به سال تیرهتر شده.
دیوار اتاقِ آجری، دستنخورده مانده تا گرمای عصر را نگه دارد.
لامپهای آویز و دستگیرهها؛ برنجی که کمی مات شده و نور را نرم میکند.
گیاههای گوشهٔ سبز، همانهایی که نور پنجره را بین میزها تقسیم میکنند.
قدمِ بعدی
نشانی و ساعتِ کار را ببین، یا منو را باز کن و ببین امروز چه چیزی در فنجانت میریزیم. میز کنار پنجره هم بیشتر وقتها خالی است.